معرفی وبلاگ
پاتوق عطربازها؛ وبلاگ جمعی علاقمندان عطر و اسانس و اودکلن است که با نگاهی حرفه ای به نقد و بررسی تخصصی عطرها می پردازند و تجربه های خویش را از ترکیب عطرها در اختیار دیگران قرار می دهند. پاتوق عطربازها؛معتبرترین و مطمئن ترین مرجع و فروشگاه اینترنتی عطر و اسانس ایران برمبنای صداقت و تخصص؛کانون مشاركت فرهيختگان در سنجش حرفه اي عطرهاست. شماره تلگرام؛ تم تم؛ سیگنال؛ ایمو؛پرایوسی مسنجر جهت تماس و ارتباط 09351790405 رضا هادی. لطفا توجه کنید: پاتوق عطربازها هیچ وبلاگ دیگری جز همینجا در سایت تبیان؛ ندارد.
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 208499
تعداد نوشته ها : 270
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
پاسخ من و بهرام به علی:
آقا؛ من با احساس نیازی که شما می کنی و مایه آزار شما شده راحت نیستم. دانشجوی عطرسازی که نیستیم تا به ما درسی داده باشند و یاد نگرفته باشیم! لابد در مدارس عطرسازی؛ مواد اولیه را یک به یک (حالا چه طبیعیش چه مصنوعیش) عرضه می کنند و سپس می خواهند تا بازشناسیم. الان به نظر بنده هیچچیز در وهله اول مهمتر از لذت بردن از بوی خوش نیست. خود من گاهی قبل از تست اسانسهای جدید میرم جزییات مربوط به اودکلنش رو می خونم ببینم تلاش کردن چه نتی رو در اسانس بازسازی کنن. یا بعدش میرم سر وقت سایت هایی مثل فرگرانتیکا. اما همه اینها فرع بر لذت بردنمه. من نیاز دارم با یک رایحه مست بشم و باهاش خاطره بسازم یا عمق خاطراتمو افزون کنم. گاهی برای این کاردر حین شنیدن آهنگ مورد علاقم عطری رو بو می کنم تا بعدا هر یک دیگری رو برام تداعی کنه.
اگه مشغول تحصیل در یک مدرسه عطرسازی بودم شاید قضیه فرق می کرد و این قدر تفننی نگاه نمی کردم!
******
علی آقا من با نظر رضاجان موافقم. زیاد روی تفکیک نتها تمرکز نکن و از رایحه خوش عطرها لذت ببر. تمرکز بیش از حد و وسواس دو تا ایراد بزرگ داره: یکی اینکه دیگه از بوییدن و استشمام بوی خوش لذت قبل رو نمیبری. دوم اینکه ما چون پیش زمینه ای از خیلی نتهای خالص در ذهن نداریم، نمیتونیم اون نتها رو در عطرها به خوبی تشخیص بدیم.
بقول سهراب:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید اینست
که در افسون گل سرخ شناور باشیم...
دوشنبه شانزدهم 9 1394 10:58 صبح
دوستان عزیزم سلام ، شبتون بخیر و آرامی
خیلی دلم میخواد حس الآن خودم رو باهاتون به اشتراک بگذارم. شاید خودش یک انشاء بشه . لطفا نمره ندید که رفوزه میشم.
لطفا به دقت مطالعه بفرمائید بنده رو از نقطه نظرات و تجربیات صادقانه تون ، بی نصیب نگذارید.
این روزها نمونه های زیادی از برند های مختلف نیش ، رو تست کرده ام و حسابیگیج و منگ شده ام. نمیتونم نمره ای برای تستشون به خودم بدم ، چون حسابی به تشخیصم شک کرده ام. حسی که مدت زیادی است که آزارم میده. و منشاء اون همناتوانی من در درک و فهم کامل رایحه هاست. یک زمانی برام فقط این مسئله مهم بود که عطر رو از روی برندش و همچنین فقط از روی خوش بویی و ماندگاری وپخش بوی اون انتخاب کنم و در همین حد از این مسئله خوشحال و مسرور بودم. الآن علاوه بر این مورد ، یک چیز دیگه هم احساس میکنم که نیاز دارم. به ایننیاز دارم که فورا تشخیص بدم که در تست اولیه یک عطر بفهمم که از چه رایحههای مجزایی تشکیل شده. این من رو از خودم دلخور میکنه که نمیتونم یک عطر رو تست کنم و بدون دانستن قبلی اجزاء اون ، فقط با بو کردن بفهمم اجزاء متشکله اون چی هست. بارها این کار را کرده ام ، یعنی یک عطری رو انتخاب کردم و نمیدونستم که نوتهای عطر چی هست و بعد از بو کردن اون به مرور شروع کردم به نوشتن و یادداشت کردن نوتهاش ، فقط از طریق بو کردن. بعد که این کار را کردم ، آمدم این نوشته خودم را با نوتهایی که اون عطر رو تشکیل میدهو در سایتها معرفی شده ( مثلا از فرگرنتیکا یا عطر خانه ) رو مقایسه کردم.اکثرا بیشتر نوتها را اشتباه نوشته بودم و معنی اش این است که حافظه بویایی ام اصلا خوب نیست.
البته نتها و بوهایی مثل یاس – رز – گل مریم - عود – توتون – نعنا – وانیل -هلو – نتهای سبز – پرتقال و نارنج – مرکبات – چوب – دارچین و ... خیلی نوتهای دیگه که بوهاشون اظهر من الشمس هستند ، منظورم نیست. اینها رو که همه ، حتی بچه ها هم تشخیص میدن.
منظورم نتهایی مثل چرم – صندل – گردو – سرو – سدر – یلانگ یلانگ – گالبانوم– آب – نمک – قند – بنزوئین – روغن سیپرول – ریشه زنبق – مر – رام – رزماری - چوب کشمیر – گل همیشه بهار – بخور– پاپریکا – گلسنگ – خزه بلوط - گالبانوم و ... و خیلی نتهای دیگه که هیچ کدوم از ماها هیچ وقت مستقیما با اون سر و کار نداشته ایم ( بر خلاف مثلا گل یاس که همه مون دیدیم و مستقیمابوش کردیم ) اینها فهم و تشخیصشون برام خیلی دردسر ساز شده. یکی از دلیلاشاینه که مثلا چرم در هر عطری یه جوریه و یک بوی خاص همون عطر رو میده و مثل یاس همه جا یک بو نداره. یا مثلا حتی عود هم همینطوره . لذا یاد گرفتن بوی چرم خیلی سخت میشه . تا حالا کدوم از ماها بوی قند یا سرو یا روغن سیپرول را مستقیما بو کردیم و با اون آشنا شدیم ؟ ماها به تدریج که هر چه بیشتر عطرهای مختلفی رو بو میکنیم و به سایتها برای نتهای اون عطر مراجعه میکنیم ، با مقایسه اون نتی که بو کردیم و دیدن نام اون نت در رایحه های اون عطر ، کم کم یاد میگیریم که مثلا آب بوش چطوریه یا مثلا صندل بوش چطوریه. در غیر اینصورت من که تا حالا خزه بلوط رو بو نکرده ام چطوری میتونم بوی اون رو بلد باشم و به خاطر بسپارم ؟
برگردم سر مشکلی که در بالا گفتم و دارم . بنده هنوز با نتهای معروف و سادهای مثل فلفل – زعفران – شمعدانی – هل – گشنیز – زیره و ... و خیلی نتهای دیگه که بطور روزمره یا با اونها سر وکار داریم یا بارها و بارها در خانه ویا جاهای دیگه با اون برخورد کرده ایم ، مشکل دارم و در عطر ها نمیتونم اونها رو درست تشخیص بدم. مثلا بطور مجزا اگر چشمم رو ببندم و یک نفر زعفران مقابل بینی ام بگیره ، کاملا متوجه میشم که این زعفران است ، ولی درعطرها نمیتونم اون رو تفکیک کنم و تشخیص بدم. مثلا زیره همینطور یا فلفل همینطور و ...
بگذارید اینطوری بگم که توقعم این است که بدون دانستن یا خواندن قبلی نتهاییک عطر ، فقط با بو کردن تشخیص بدم که اون عطر از چه نتهایی تشکیل شده.
با بعضی از دوستانم که صحبت میکنم مثلا میگن :
"فلان عطر ، نت گل همیشه بهار در نت سومش ، معرکه است "
یا میگن :
" نت جوز هندی در نت میانی در فلان عطر اگر با نت مثلا گلسنگ بیشتر خودشون رو نشون میدادن ، این عطر جزو بهترینها بود "
خوب ببینید ، این دوستان از قبل میدانند که فلان عطر چه نتهایی داره و بر سر نتهای موجود در اون عطر بحث میکنند . در صورتی که اگر نمیدانستند که از چه نتهایی تشکیل شده ، عمرا اگر میتونستند مثلا نت چوب کشمیر رو در فلا عطرتشخیص بدهند.
حالا چرا اینها رو میگم ؟
چون همونطور که قبلا نوشتم ، تازگی ها فقط "خوشبو بودن و پخش و موندگاری عطرها " قانع و اشباعم نمیکنه ، باتری مو شارژ نمیکنه. انگار یه چیزی این وسط کم دارم. مثل اینه که یک سفر تفریحی رفته باشم و در اونجا چیزهای بسیارقشنگ و خوب و عالی و متنوع دیده باشم ، و وقتی که از سفر برگردم و بخوام برای دوستام تعریف بکنم ( چون وصف العیش = نصف العیش است ) و اونها از من بپرسند که چطور بود ؟ فقط پاسخ بدم : خیلی خوب بود .
این که نشد . باید بگم مثلا فلان جا رفتم و فلان چیز رو دیدم و فلان چیز خوب بود یانه و خلاصه جزئیات رو باید بازگو کنم. جریان نتهای عطر هم برای من الآن اینطوری شده.
این روزها از این بابت در قبض و رنجم. بقول معروف :

گفتم از عشق فروغی رسدم ، از شب شد ................. تیره تر ، روزم ، از این شمع که روشن کردم

سپاسگزارم
يکشنبه پانزدهم 9 1394 11:14 بعد از ظهر
X